جلال الدين الرومي

355

فيه ما فيه ( فارسى )

( 329 ) ص 190 ، س 8 ، تا نبادا : چنين است در نسخه اصل و ( ح ) سليم آغا و اين دليلى است بر جواز استعمال حرف نفى در مورد دعا شبيه بدان كه در محاورات امروزى نفى را به جاى نهى به كار مىبرند و مثلا ( نكن و نرو ) مىگويند به جاى مكن و مرو . ( 330 ) س 9 ، پا كشيدند : يعنى دراز كشيدند و ظاهرا « واكشيدن » كه در محاورات مىگويند ، مبدل همين كلمه باشد . ( 331 ) س آخر ، « كفى بجسمى الخ » از ابو الطّيب متنى است در قصيده‌يى بدين مطلع : ابلهى الهوى اسفا يوم النوى بدنى * و فرّق الهجر بين الجفن و الوسن ( 332 ) ص 191 ، س 1 ، « در كشت‌زار جانور كيست الخ » ظاهرا مراد حشره‌يى است كوچك‌تر از ملخ كه در هواى گرم ميان كشت‌زار و علف‌زار فرياد كند و به پارسى او را چزد نامند ، كسايى مروزى راست : و آن بانگ چزد بشنو از باغ نيمروز * چون كوزه‌هاى نو كه به آتش فروزنند ( 333 ) ص 191 ، س 13 ، « با دل گفتم الخ » با مختصر تفاوت به مولانا نسبت داده شده است ، رباعيات ، چاپ اسلامبول ، ص 354 . ( 334 ) ص 193 ، س 4 ، « ابدأ بنفسك » حديث نبوى و نصّ آن مطابق نقل سيوطى در جامع صغير ، ج 1 ، ص 4 ، چنين است : ابدا بنفسك فتصدق عليها فان فضل شىء فلا هلك فان فضل شىء عن اهلك فلذى قرابتك فان فضل عن ذى قرابتك شىء فهكذا و هكذا - و صدر حديث در كنوز الحقائق ص 2 ، نيز نقل شده است . ( 335 ) ص 195 ، ص 10 ، « در سمرقند بوديم الخ » فتح سمرقند و قتل عام مردم آن شهر به دست محمد خوارزمشاه و به امر وى مطابق نقل ابن الاثير در ذيل حوادث سنه 604 تقريبا در حدود سال 607 واقع گرديده و بر وفق تصريح عطا ملك جوينى در جلد دوم جهانگشا ( چاپ ليدن ، ص 125 ) به سال 609 اتفاق افتاد و در آن هنگام مولانا در خود چهار يا شش سال عمر داشته است و با تصريح مولانا به اينكه در موقع فتح سمرقند در آن شهر اقامت داشته يكى از مشكلات تاريخ زندگى وى مرتفع مىگردد و آن اختلافى است كه در گفتهء مورخين و نويسندگان مناقب راجع به علت و سبب مهاجرت خاندان مولانا از بلخ مشهود مىگردد بدين‌طريق كه بعضى سبب مهاجرت را غرض‌ورزى و